برچسب: یادداشت‌های پراکنده
تصویر پست

هوش مصنوعی و اخراج‌های گسترده

۱۹ اسفند ۱۴۰۱

شرکت‌های موسوم به فناوری از سال ۲۰۲۲ تاکنون حدوداً در مجموع ۳۰۰ هزار نفر را اخراج کرده‌اند که شاید بیش از هفتاد درصد این جمعیت از آمریکا و عمدتاً از سه منطقهٔ نیویورک، کالیفرنیا و سیاتل (ایالت واشنگتن) باشند. این تعدیل نیرو خوشبختانه هنوز پرِ مرا نگرفته است اما بسیاری از دوستانم اخراج شده‌اند. خیلی‌ها با ویزای کاری هستند که تنها به آنها اجازهٔ بیکا...

تصویر پست

تراشیدن ریش

۱۲ بهمن ۱۴۰۱

قطار
با قطار استانی سمنان به مشهد می‌رویم. قطار مشکل گرمایش دارد و آنقدر بخاری‌هایش گرم است که بیشتر مسافران در کوپه را باز گذاشته‌اند. از دست گرما، به راهروی قطار پناه می‌برم. به مشهد نزدیک شده‌ایم. شب است و یخ‌بندان ریل‌ها مشهود است. روز قبل قطارهای این مسیر همه از کار افتاده بودند. صدای گفتگوی خانم‌ها از کوپهٔ کناری می‌آید. سر برمی‌گردانم، خانم ...

بوی خون

۱۱ بهمن ۱۴۰۱

فرودگاه امام خمینی برای من تداعی نشدن دارد. همیشه یک جای کار باید بلنگد. این بار متصدی بلیط کارآموز بود و همکارش داشت پا به پا می‌بردش برای آن که کارش را یاد بگیرد: «برو رو بردینگ، خب… حالا تراول ۲ رو کلیک کن… آهان». بیست دقیقه‌ای کار پنج دقیقه‌ای ما طول کشید اما جلو رفت. بسیاری دیگر از جاها هم کاری که می‌توانست جلو برود جلو رفت. در هر فرودگاهی که ...

تصویر پست

من و رؤیای آمریکایی

۰۱ دی ۱۴۰۱

پیش‌نوشت
قرار است به ایران سفر کنم و مدتی در اینترنت کمتر بپلکم. از آنجا که کل نفس ذائقة الموت  و نمی‌دانم کی نوبت من می‌رسد و شاید این آخرین سفر عمرم باشد؛ گفتم این مطلب را فعلاً اینجا بگذارم شاید باقیات صالحاتی درش باشد. بخشی از این ماجرا را برای یکی از دوستان ساکن ایران که کارشناس مسکن است گفتم و او پیشنهاد داد مطلب را مکتوب کنم. این مطالب همه‌ا...

تصویر پست

چند فقره توضیح واضحات به بهانهٔ طرح جلد نیویورکر

۲۲ مهر ۱۴۰۱

خاطره‌ای تازه
چند هفتهٔ پیش ایمیلی از خانم آرمسترانگ، مدیر دبستان وارگاس، آمد که فردا روز تمرین جهت آمادگی برای تیراندازی مدارس است و والدین باید بچه‌ها را از قبل توجیه کنند.
علی را به مدرسه می‌رسانم. هنوز شش سالش نشده است. دو سال پیش که برایش قصه‌های تابه‌تا گذاشتم و آقای دزد مهربانی (با بازی جمشید اسماعیل‌خانی) به خانه آمده بود و زی‌زی‌گولو آسی‌پ...

شرابه‌های سفر ۱۸: فضلهٔ سگ

۰۴ شهریور ۱۳۹۷

پیش‌تر  مطلبی در مورد سگ  نوشته بودم. این مطلب هم در مورد سگ است البته بیشتر در مورد فضلهٔ سگ. شنیده‌ام با افزایش سبک زندگی سگی در تهران، فضلهٔ سگ در خیابان‌ها زیاد دیده می‌شود و از قضا شپش در مدارس شمال شهر بیشتر از جنوب شهر است. بگذریم.
در نیویورک چهار قانون اصلی در مورد سگ‌ها وجود دارد: ۱) جمع کردن فضلهٔ سگ بلافاصله بعد از قضای حاجت. در صورت عدم...

شرابه‌های سفر ۱۷: خانوادهٔ مندبل

۰۱ شهریور ۱۳۹۷

مایکروسافت از همهٔ کارآموزها خواسته بود به سیاتل بیایند تا پروژهٔ کارآموزی‌شان را به صورت پوستر ارائه دهند. مشکلی وجود نداشت غیر از یک چیز. آن هم این که اکثر کارآموزها در سیاتل بودند ولی من که در دفتر کالیفرنیا، یعنی جنوب غربی آمریکا، کار می‌کردم، باید صبح زود پا می‌شدم می‌رفتم فرودگاه و ظهر می‌رسیدم سیاتل، شمال غربی آمریکا، و عصر برمی‌گشتم که شب ب...

تصویر پست

بررسی سورهٔ انعام با توجه به تکنیک‌های روایت داستان

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

به جای مقدمه
نوشتن این مطلب برایم دشوار است. دلایلش واضح است؛ نه منتقد ادبی هستم، نه تحصیلات کلاسیک ادبیات داشته‌ام، نه قرآن‌شناس هستم و نه انس کافی با قرآن داشته‌ام. اما در خلال صحبت‌های ابن‌الوقتی با دوستان و شنیدن چند سخنرانی تفسیری سؤالی در ذهنم جرقه خورد که با جستجوی در اینترنت به جواب درستی در این باره نرسیدم. لذا خود آستین همت را بالا زدم و ...

تصویر پست

یادداشت: سبک زندگی امریکایی، روی دیگر ماجرا!

۱۶ آبان ۱۳۹۴

دوستی از من خواست در مورد سبک زندگی امریکایی بنویسم. گفتم که صلاحیتش را ندارم. اصرار کرد. شد این که می‌بینید.
 دوستی از من خواست در مورد سبک زندگی امریکایی بنویسم. گفتم که صلاحیتش را ندارم. اصرار کرد. شد این که می‌بینید.
از همان اولین چیزهایی که در روساخت زندگی امریکایی به چشم می‌آید، هر کسی را مجاب می‌کند که قاعدتاً فرق‌های بسیاری در این سبک زندگی...